خرید بک لینک

لباس چرک و پاره اش را

کفشهای کهنه و فرسوده اش را

می پوشد

از خانه ی کوچک و نیمه ویران بیرون می آید

اندوهش را در اعتصاب نیازهای جسمش رها می کند

به خیابان می رود

تا گلهای زیبا ، جذاب و خوشبو

به رانندگان بفروشد .

در راه بازگشت

به آسمان شب نگاه می کند

با پول فروش گلها

کهکشان راه شیری را می خرد

و گرماگرم می نوشد .

برچسب: نویسنده: آریا رضایی تاريخ: شنبه 10 آذر 1397 ساعت: 22:01

صفحه بندی