عشق خیلی بی رحم است
بی منطق است
مثلن هر وقت قرار میگذاری
برای یک دیدار
هیچ چیز اندازه ی قبلن نیست
همه ی نیمکتهای پارک را
برای نشستن یک نفر ساخته اند
و تو میفهمی
آینده ی این عشق
دیوانگی های یک نفره خواهد بود
عشق خیلی بی رحم است
کاری می کند
که زندگیت را در تیمارستان بگذرانی
و هر وقت خواستی فرار کنی
تمام نگهبانهای تاریخ
سر می رسند
باور کن تعدادی از آنها
نگهبان قلعه ی الموت بوده اند
و بوی حشیش می دهند
منطقی نیست
عشق نه مطق سرش میشود نه رحمی دارد
u3000
برچسب:
نویسنده: آریا رضایی