خرید بک لینک

دریا تمان حوصله اش آب و ماهی است
دریا چو مثنوی است ، خشکی رباعی است

آیا صدای خسته ی این شاعرانگی
چیزی بجز تلاوت یک حرف واهی است ؟

موجی که می زند از دل به سینه ام
تکرار مرگ ماهی ای در این حوالی است

گردن بگیر خدایا ، گردن بگیر تو
بودن گناه توست ، بودن تباهی است

هر شب که خواب سراغ مرا گرفت
رویای من نه دریا ، که خشکسالی است

دریا ، نهنگها در تو چه می کنند که
در عمق واپسین تو خونابه جاری است

این شعر شاهدی است بر درد های من
این درد ضجه شد ، از واژه خالی است

فرقی ندارد هیچ ،دریا و خاک خشک
این زندگی برای آدمیان ، 1 است

برچسب: نویسنده: آریا رضایی تاريخ: دوشنبه 16 بهمن 1402 ساعت: 18:35

صفحه بندی