بودن یا نبودن / شعری کوتاه از نظام الدین مقدسی
-
تاریخ: 1399/2/1 ساعت: 0:38
xa0نه آنقدر می روی که نباشی نه آنقدر می مانی که پلکهایم حرارت وجودت را به ذهنم اشاره کنند .
تبلیغات نویسنده روزبه معین شاهکار بود نه رمان ایشان .
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 3:17
از وقتی چند صفحه ای از رمان قهوه ی سرد نوشته معین را خوانده ام به همه توصیه می کنم این رمان را نخوانند بلکه بروند ببینند این آقا چطور تبلیغ کرده است . چگونه نشر نیماژ تبلیغ کرده است . فالورهای صفحات مجازی ایشان چقدر است . چند بازیگر سینما و چند فوتبالیست کتابش را توی دست گرفته اند و عکس انداخته اند ...
اجبار / شعری کوتاه از نظام الدین مقدسی
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 3:17
کبریت را از دستت بگیرندxa0نمی توانی شمع روشن کنیفقط می توانیبه تاریکی دل ببندی
اشتباه کن / شعری کوتاه از نظام الدین مقدسی
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 3:17
من در کنار فاجعه زیستمxa0نگاه کنxa0با یک پدیده مرا روبراه کنxa0xa0از دست داه شعر منxa0تصویر بوسه اتxa0لبی تر کنxa0از شعرهایمxa0گناه کنxa0xa0من اشتباه بزرگ فلسفیستمxa0اینقدر منطقی نباشاشتباه کنxa0
نویسندگان ایرانی کجا هستید چرا رمان خوب ایرانی نداریم دیگر
-
تاریخ: 1397/9/10 ساعت: 22:01
من فکر می کنم دوران نوشتن رمان, و داستان کوتاه حالا با هر محتوایی به شکل حرفه ای در ایران تمام شده . نویسندگان, عمیق نیستند . کسانی که حرفه ای می نویسند حتی . بعد از گلشیری و بهرام صادقی که را داریم . م
چرا رمان می خوانیم ؟؟؟ نویسنده ناصر قلمکار
-
تاریخ: 1397/9/10 ساعت: 22:01
چرا رمان, ب خوانیم, در حالی که میتوانیم به جای آن فیلم ببینیم که تصویر دارد و موسیقی و جاذبههای دیگر خاص خودش را یا حتی داستان کوتاه ب خوانیم, که جمع و جورتر هم است و از همان جنس رمان, و کمتر هم وقتمان را
داستان کوتاه (( عادت کرده اند )) نوشته نظام الدین مقدسی
-
تاریخ: 1397/9/10 ساعت: 22:01
همه چیز به شکل ناگهانی و بی هیچ مقدمه ای اتفاق افتاد . من حتی نگاهش ن کرده, بودم . نه موها نه چشمها و نه گوشی قرمز رنگ تلفن در یک اتاقک شیشه ای . شاید یک بو را حس کردم که شبیه بوی زمینهای داغ ، در فصل ه
نهنگ هم اشتباه می کند .. داستانی کوتاه از نظام الدین مقدسی
-
تاریخ: 1397/9/10 ساعت: 22:01
سرعت کم شد و بعد تعادل دوچرخه به هم می خورد . از پشت سرش نمی شد جلو را ببینم . ترک کوتاه, دوچرخه ناچارم کرده بود خودم را بیندازم روی کمرش.می گفت : نگاه کن مهشید . نگاه کردم . ندیدم . حالا ایستاده بودیم
جشنی برای من / داستانی کوتاه از نظام الدین مقدسی
-
تاریخ: 1397/9/10 ساعت: 22:01
xa0 صف کوتاه, بلیط کوتاه, تر شد . می خواستم فیلمی ببینم . یا بهتر است بگویم دنبال جایی تاریک می گشتم که کمی تنقلات بخورم و بخوابم . این کارها به نظرم خودش نوعی ایجاد نظم در حواس است . حواس آدم سر جایش می
تفاوت / شعری کوتاه از نظام الدین مقدسی
-
تاریخ: 1397/9/10 ساعت: 22:01
xa0 لباس چرک و پاره اش را کفشهای کهنه و فرسوده اش را می پوشد از خانه ی کوچک و نیمه ویران بیرون می آید اندوهش را در اعتصاب نیازهای جسمش رها می کند به خیابان می رود تا گلهای زیبا ، جذاب و خوشبو به رانندگا
ندیدنت / شعری از نظام الدین مقدسی
-
تاریخ: 1397/9/10 ساعت: 22:01
هر روز که نمی بینمت کنار درختی می نشینم تا تنهاییم را مثل گناهی کودکانه و معصوم در سایه اش پنهان کنم xa0 گاهی گاهی و نه همیشه درخت اندوه غلیظ مرا شبی تاریک می پندارد صدای خوابش را می شنوم در خوابهای درخ
قبرستان بزرگ خیلی بزرگ / داستانک از نظام الدین مقدسی
-
تاریخ: 1396/12/26 ساعت: 23:09
از من نپرسید کی هستم و از من نخواهید همان کس باقی بمانم ( میشل فوکو )کتابهایم: 1سه حنجره ی گنگ 2یک مغول خوب3اشکی برای عشق4 مریلا 5 مرگ آینه 6: کلاه پیکاسو . رمان 7: خانم روبرت : رمان 8:شرارت : رمان 9: عشق مدرن : مجموعه داستان 10 . روسریها / مجموعه داستان 11- حواشی دلدادگی ( رمان )Let's block ads! (W...
چگونه داستان بنویسیم و حتما موفق شویم ..
-
تاریخ: 1396/12/26 ساعت: 23:09
1. جهشدر موقع نوشتن یک کتاب چشم انداز خیلی مهم است. همیشه ذهن خلاق فرار و از بین رفتنی است و جزئیات مطالب و داستان روی آن تاثیر دارد. برای اینکه خلاقیت نویسنده هنگام نوشتن حفظ شود باید کمی جهش داشت چون وقتی روی یک موضوع زیادی معطل کنید مثل نان مانده بیات میشود و سریع باید از روی آن پرش کنید و به موض...
چگونه بنویسیم و داستانمان متفاوت باشد ///
-
تاریخ: 1396/12/26 ساعت: 23:09
1. جهشدر موقع نوشتن یک کتاب چشم انداز خیلی مهم است. همیشه ذهن خلاق فرار و از بین رفتنی است و جزئیات مطالب و داستان روی آن تاثیر دارد. برای اینکه خلاقیت نویسنده هنگام نوشتن حفظ شود باید کمی جهش داشت چون وقتی روی یک موضوع زیادی معطل کنید مثل نان مانده بیات میشود و سریع باید از روی آن پرش کنید و به موض...
نویسندگان ایرانی کجا هستید چرا رمان خوب ایرانی نداریم دیگر
-
تاریخ: 1396/8/23 ساعت: 16:27
من فکر می کنم دوران نوشتن رمان و داستان کوتاه حالا با هر محتوایی به شکل حرفه ای در ایران تمام شده . نویسندگان عمیق نیستند . کسانی که حرفه ای می نویسند حتی . بعد از گلشیری و بهرام صادقی که را داریم . من نوشته های بنی عامری و کاتب را فقط قابل خواندن م
سکه ی بی مقدار / شعری از نظام الدین مقدسی
-
تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 13:51
سهم من از بیماری اجتماع گریختن است می خواهم راهی به سمت فهمیدن کوه فهمیدن سنگ فهمیدن ارتفاعی که هوایش بازدم آدمها نباشد پیدا کنم به من کمک کندروغهای بسیاری وسط سفره در ظرفهای نقره ای و من سهمم را با گریختن بر می دارم هر چه می خواهند بگویند وقتی ارتعاش حنجره ها یشان به گوشم می رسد وقتی می گویند بمان ...
قسمتی از شعر / اندوه کهنه ی من / نظام الدین مقدسی
-
تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 13:51
میتوانم تو را بیاد بیاورم می توانم تو را از بین هزاران چیز به یاد بیاورم اندوه من به پنجره ای باز بر می گردد که سرنوشت واژه های تاریک شعرمxa0از سمت پروزشش به درونم وزید پنجره ای که می توانستی بسته اش نگاه داری پنجره ای که می توانست بسته بماند اکنون اما دیر است اکنون اما به اندازه ی تمام آنچه اندوه م...
دانلود رایگان 4 اثر جدید نظام الدین مقدسی
-
تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 13:51
از من نپرسید کی هستم و از من نخواهید همان کس باقی بمانم ( میشل فوکو )کتابهایم: 1سه حنجره ی گنگ 2یک مغول خوب3اشکی برای عشق4 مریلا 5 مرگ آینه 6: کلاه پیکاسو . رمان 7: خانم روبرت : رمان 8:شرارت : رمان 9: عشق مدرن : مجموعه داستان 10 . روسریها / مجموعه داستان 11- حواشی دلدادگی ( رمان )
رمان جدید نظام الدین مقدسی با عنوان / حواشی دلدادگی / مجوز چاپ گرفت .
-
تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 13:51
رمان جدید من با عنوان / حواشی دلدادگی که پانصد صفحه است از ارشاد مجوز گرفت . امیدوارم با این رمان بتوانم چیزی هر چند اندک به ادبیات داستانی افزوده باشم . |+| نوشته شده توسط نظام الدین مقدسی در چهارشنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۹۵ xa0|
سلام آقای گلشیری / دردنامه ای از کاوه فولادی نسب
-
تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 13:51
کاوه فولادینسب اگر آنجایی که هستید، وقت و ساعت از معنا تهی نشده، وقتتان به خیر. بالای نامه که میخواستم بنویسم «سلام آقای گلشیری» دوباره بغضم گرفت. یک روزهایی این تلخترین جملهای بود که میشد گفت یا شنید؛ وقتی شماره ۱۲ ماهنامه شریف «کارنامه» منتشر شد، زیر عنوان مجله همین عبارت «سلام آقای گلشیری» بود که...